Gardoon

By SaM (IRN)

On Hoo II

Thumbnail

انسان کشف

مابقی خلق

خلقت دریا

قطره ها غرق

همه از یه آب

همه از یه فرق

همه شرق به غرب

همه غرب به شرق

با تموم سرعت قدرت

پیچید تو زمان فرصت مهلت

نبود چیزی جز خوب جز بد

عدل و عدالت پر زور محکم

شدم کوچیک و کوچیکتر

هی شدم وصله به قطع

رفتم ناقص توی عمق

که کامل بشه این سطح

به خدای ذره ها دادم قول

برگردم یه روز اونجا که بودم

رها شدم تو طبیعت

شدم یه سنگ از دل رطوبت

جوونه زد گیاه وسطم

نشونم داد چیا بلدم

یکی شدم باهاش باز

شدم قربانی شکم یه گوسفند

شدم مجنون تو چرخه گردون

لای گند و کثافت لرزون

ولی یه چیز باید میشد معلوم

که اون گوسفند منه یا من اون

باهاش چریدم بی چرا

گفتم میمیرم بی چرا

بی سعدی و نیچه ها

فهمیدم تهش هیچه باز

خیلی از خدا باخبر مردنم

بردنم راحت کشتنم

جهنم پشت سرم

دو لپ ازم نشستن خوردنم


رفتم توی دهن

هلم دادش تو روده

گرفتم بوی لجن

یه وجوده ناخالص

رفتم از خون به بدن

خدای گیاهی

بهم بگو کدومه وطن

بیا به من بده تن

فکر کردم جهنمه

دور پره بدتر ازمن

جمع شدن وسط همه

اما انگار شانس بامنه

مردن همه مثل چی

میدیدمش از چشم کی

به سمت بهشت بعدی

بگو این بود زندگی

نمیدونم کجام

کیه چه شکلیه خدام

فقط بخور و بخواب

در اومده دستو پام

هی میگم دم خدا گرم

ندیده دارم باورت

غافل از اینکه اون بیرون

خداته‌پدر مادرت

میاد حوصلم به سر

میزنم پشت هم لگد

شاید یه کلی اون بیرون

داره از جز من خبر

صداها عجیب غریب

منم که ندید بدید

میخوام بیشتر از قبل

بیام بیرون از این طریق

خدای حیوونا

میون زندونا

بگو بند من کجاست

لای همین حیوونا

مث سریای‌قبل

کیا قتل عام میشن

کیا میمونن تو خاک

کیا قراره خاکیشن