[متن آهنگ «سقوط» از داریوش]
وقتی که گل در نمیاد
سواری اینور نمیاد
کوه و بیابون چی چیه؟
وقتی که بارون نمیاد
ابر زمستون نمیاد
این همه ناودون چی چیه؟
حالا تو دست بیصدا
دشنهی ما شعر و غزل
قصهی مرگ عاطفه
خوابای خوب بغل بغل
انگار با هم غریبهایم
خوبیه ما دشمنیه
کاش من و تو میفهمیدیم
اومدنی رفتنیه
اومدنی رفتنیه
تقصیر این قصهها بود
تقصیر این دشمنها بود
اونا اگه شب نبودن
سپیده امروز با ما بود
کسی حرف منو
انگار نمیفهمه
مرده زنده
خواب و بیدار نمیفهمه
کسی تنهاییمو
از من نمیدزده
درده ما رو
در و دیوار نمیفهمه
واسهی تنهاییه خودم
دلم میسوزه
قلب امروزیه من
خالیتر از دیروزه
سقوط من در خودمه
سقوط ما مثل منه
مرگ روزای بچگی
از روز به شب رسیدنه
دشمنیها مصیبته
سقوط ما مصیبته
مرگ صدا مصیبته
مصیبته حقیقته
حقیقته حقیقته
تقصیر این قصهها بود
تقصیر این دشمنها بود
اونا اگه شب نبودن
سپیده امروز با ما بود